مهاجرت عادت انسان است

انسان به یک چیزهایی عادت پیدا می کند. عرف جامعه برای او یک اصل می شود و یک عادت جسمی یا روحی برای او پیدا می شود. عادت جسمی مثل سیگار کشیدن. خیلی از افرادی که سیگار می کشند وقتی پزشک به آنها می گوید: سیگار نکش، جواب می دهند عادت کرده ام، نمی توانم عادتم را ترک کنم، ترک عادت موجب مرض است!

المهاجر من هجر السیئات، مرد آنست که بتواند از آنچه که به او چسبیده است جدا شود و هجرت کند. تو اگر از یک سیگار کشیدن نتوانی هجرت کنی، انسان نیستی.

 

انسان نباید اینقدر اسیر عادت باشد. متأسفانه باید عرض کنم که عادات اجتماعی بیشتر در میان خانم ها رایج است تا آقایان. مثلا رسم چنین است که در روز سوم و هفتم و چهلم میت، چنین و چنان بکنن. می گویند: رسم است چه می شود کرد؟ مگر می شود آنرا زیر پا گذاشت؟! حال چه فلسفه ای دارد و چرا؟جواب می دهند رسم است دیگر، رسم را که نمی شود انجام نداد. این یعنی زبونی، حقارت و بیچارگی. انسان نباید اینقدر اسیر عرف ها باشد. آدم باید تابع منطق باشد. البته مثل امروزی ها هم نباید بی جهت سنت شکن بود و گفت من با هر چه سنت است مخالفم! خیر، من با هر چه که سنت است مخالف نیستم،  با هرچیزی که منطق دارد موافق و با هر چه منطق ندارد مخالفم. آن هم از آن طرف افتادن است.

بنابراین اسلام هجرت را در زندگی انسان ها یک اصل می داند.

معنایش چیست؟

احیاء و پرورش شخصیت انسان، مبارزه با یکی از اساسی ترین عوامل زبونی و اسارت انسان، ای انسان اسیر محیطی که در آن متولد شده ای نباش، اسیر خشت و گل نباش.

انسان باید برای خود این مقدار آزادی و حریت و استقلال قائل باشد که نه خود را اسیر و زبون منطقه و آب و گل کند و نه اسیر و زبون عادات و عرفیات و اخلاق زشتی که محیط به او تحمیل کرده است، باشد.

المهاجر من هجر السیئات، مهاجر کسی است که بتواند از سیئات، بدی ها، پلیدی ها، زشتی ها و صفات بد جدا شود. هجرت یعنی جدا شدن از زشتی هایی که بر انسان احاطه پیدا کرده، آزاد کردن خود از پلیدی های مادی و معنوی که بر انسان احاطه پیدا کرده است.

پس نتیجه می گیریم که هجرت خود یک عامل تربیتی است.


نوشتن نظر

فیلدهای ستاره دار(*) را حتما پر نمایید.