اردوی جهادی با بچه ها مقارن شده بود با دهه اول فاطمیه..

۲۹ اسفند تا ۱۴ فروردین یعنی گذشتن از هر چی خوشیه!! از کنار خانواده بودن و گشت و گذار و خوشی..از موقع سال تحویل و نخوندن دعا در کنار خانواده..

در عوض سال تحویل و ایام تعطیلات عید رو امسال برای اولین بار در کنار دوستانی که همشون جهادگرن می گذرونیم.. اسفند۹۱ قرار بود سال تحویل و تعطیلات عید رو خادم شهدا باشم در مناطق جنوب و مقر دوکوهه..

 

از مشکلات و سختیای خود اردوی راهیان و اون اتفاقات که بگذرم، ساک خادمی شهدامو ۱۸ اسفند بسته بودم تا آخر اردو از بچه ها جدا و برم دوکوهه..

روز ۲۲اسفند خبر دادن که شرمنده..امسال نمی تونیم در خدمت شما باشیم..اسم شما در نیومد!!

بعد کلی گله از شهدا نیت کردیم با بچه ها بریم جهادی.

یکی از دوستان خادم الشهدا که با هم کار کرده بودیم در اهواز پیام داد چه خبر؟ رفتی خادمی؟

جوابشو دادم:نه ..شهدا لیاقتشو بهمون ندادن..اومدم جهادی ..

جواب داد: پس شهدا بهت ماموریت دادن..

رفتم تو فکر..شاید اینطور خواستن شهدا..شاید خادمی شهدا فقط تو منطقه تعریف نمیشه..هر چند که حال و هوای خادمی شهدا رو با هیچی عوض نمی کنم اما خواست خدا امسال اینطور بود..

نوشتن نظر

فیلدهای ستاره دار(*) را حتما پر نمایید.