چشمان فاطمه

اردو جهادی امسال سر یکی از کلاسهایی که با بچه های یکی  از روستاها داشتم. یه ربع آخر کلاس رو اون روز باید در مورد شهید و شهادت صحبت می کردم.

پس شهدا بهت ماموریت دادن

اردوی جهادی با بچه ها مقارن شده بود با دهه اول فاطمیه..

۲۹ اسفند تا ۱۴ فروردین یعنی گذشتن از هر چی خوشیه!! از کنار خانواده بودن و گشت و گذار و خوشی..از موقع سال تحویل و نخوندن دعا در کنار خانواده..

هر که دارد هوس جهادی بسم الله

شان انسان در  ایمان و هجرت و جهاد است و مقدمه، جهاد فی سبیل الله است، توشه ات را بردار و هجرت کن..شهید آوینی

..بزرگی میگفت راهیان نور همانند حرف زدن هستش ، رفتیم و حرف هامون رو به شهدا و خدای خودمون زدیم و حالا وقت عمل به اون حرفاست
اردوی راهیان نور حرف زدن و اردوی جهادی عمل به اون حرفاست..

عنایت شهید همت...

قبل از اینکه ارادتمند شهید همت بشم از خصوصیات اخلاقی شون شنیده بودم، اما باخوم میگفتم درسته شهیدان زنده اند و بارها ثابت شده و شهید هم صفات خوب و بارزی داشته که به مقام شهادت نائل شده اما این که میگن شهید همت عجب چشمایی داره؟ چشماش با آدم حرف میزنه و از این قبیل حرفا. این حرفا رو باور نداشتم .

حس خدمت به خلق الله

از مسیر شهرک آقایی نزدیک بنجار برمی گشتیم زهک محل اسکان..

بعد این پروژه سر زدیم به پروژه دیگه ای که مسئولیتش با آقای طاهری بود.خونه ای متعلق به یه زن تنها و ۴ بچه قد و نیم قدش..که در اثر سهل انگاری و غافل شدن بچه خونه آتش گرفته و دربها ذوب و شیشه ها شکسته و گچ ها ریخته و.. .